این کاج کهنسال

"این کاج کهنسال" عنوان همایش نکوداشت از شخصیت شاعر و ادیب معاصر کشور آقای استاد محمد ابراهیم زاده "ایما" بود که امشب سی ام ماه نوامبر سال دوهزار وهشت در مرکز نویسندگان استرالیای جنوبی راه اندازی شده بود. این همایش که به همت موسسه فرهنگی درٍّ دری شاخه استرالیای جنوبی و در راس آن جناب آقای نادر احمدی، برگزار شده بود در نوع خود یکی از بزرگترین و پرشکوه ترین مراسمی بود که این شهر تا به حال شاهد آن بوده است. در این محفل که حدودا سه ساعت به درازا کشید،به تعداد صد نفر از فرهنگیان و ادب دوستان افغانی و ایرانی شرکت نموده بودند. ناگفته نباید گذاشت که استاد ایما یکی از فرزانگان دنیای ادب پارسی دری و به ویژه ، شعر است. او در شهر هرات باستان به دنیا آمده و بعد از چند سال زندگی در شهر کابل ، راهی دیار غربت شده است. وی تا کنون چندین مجموعه شعر به چاپ رسانده است که هر کدام دنیایی خودش را دارد.
برنامه امشب شامل شعر خوانی شاعران جوان کشور، پخش فلم مستند از زندگی استاد ایما، سخن پردازی سخنوران در باره شخصیت استاد ایما، خوانش پیام های رسیده از ارگان های مختلف کشور، معرفی آثار استاد ایما ، اجرای موسیقی افغانی و اهدای هدایا به استاد ایما بود.
برنامه با اجرای سرود ملی افغانستان آغاز شد. بعدا آقای نادر احمدی به میهمانان خوش آمدید گفته و هدف از برگزاری این محفل را برای حاضرین تصریح نمود. وی درضمن سخنان اش از روند برگزاری این نوع محافل اظهار خرسندی نموده و بیان کرد که در آینده ، محافل بیشتری را به همکاری ادب دوستان برگزار خواهد نمود.
بعدا آقای اقبال حسین صفری که خود نیز یکی از شاعران جوان کشور میباشد، پیام رسیده از جانب استاد محمد جواد خاوری مدیر عامل موسسه فرهنگی در دری را قرائت نمود که به دنبال آن آقای سید رضا حسینی خاطره ی را که از سوی محمد کاظم کاظمی به برنامه رسیده بود، به خوانش گرفت. به دنبال آن، پیام رسیده از سفارت کبرای جمهوری اسلامی افغانستان در کانبرا توسط خانم شکیلا حیدری قرائت شد. سپس مجری برنامه ، خانم فرزانه نظری، اسم مرا صدا زد و از من خواست تا روی ستیژ رفته و شعرم را که در باره شخصیت استاد ایما سروده ام، برای حاضرین دکلمه نمایم.
نمونه شعر من:
ای "کاج پــیر" از چه تو تـــنها نشسته ای
شب زنده دار در شب یلــــدا نشـسته ای
تبــــــــــعید کرده اند ترا در جـــــنوب، آه !
دلتـنگ شام های "هریوا" نشسته ای....."
در ادامه، آقای یاسین نصرت، شاعر خوش ذوق ما روی ستیژ قرار گرقته و نوشته اش را که در ارتباط به آثار شعری استاد ایما بود، به خوانش گرفت. وی در ضمن سخنان اش در باره استاد ایما گفت: " استاد ایما همیشه با بیان انتقادی و طنز، مشکلات و تراژیدی های جامعه خود را از طریق نشرات مختلف بازگو کرده است. این بیانات انتقادی، از او یک چهره حقیقت بین و بازتاب دهنده رنج های مردم اش ترسیم نموده است." آقای نصرت همچنین مفهوم عشق در شعر های ایما را مهم دیده و افزود: " عشق در شعر ایما کیفیت خاص و عمر طولانی دارد. از این رو است که وقتی از عشق سخن میگوید، از ژرفای روح و جان خود بانگ بر می آورد."
فلم مستندی که از زندگی استاد ایما تهیه شده بود، بخش بعدی برنامه را به خود اختصاص داده بود. این فلم که حدودا سی دقیقه به درازا کشید، توسط آقای احمدی کارگردانی شده بود.
خانم زهرا حسینی شاعر خوش ذوق ما نفر بعدی بود که شعر اش را تحت عنوان "بخند ژکوند" به دکلمه نشست:
"لبخندت،
اندوه را از ژکوند
بر می چیند،
وقتی که
در تنها ترین سکوت یک شهر،
فراموش شده ترین نغمه هایت را
زمزمه می کنی!...... و چقدر زیبا
لرزه می افتد
بر اندام نور ،
وقتی که برای هزارمین بار
از گونه هایت
اجازه ورود می خواهند !"
در ادامه برنامه، هنر مند جوان و با استعدا ما آقای علی عالمی دست به تارهای دمبوره اش برده و دوبیتی های ناب استاد ایما را زمزمه نمود که روح تازه ای به مجلس بخشید.
نمونه ی از این دوبیتی ها اند:
"از اول بی وفا بودی نگارا
به عالم آشنا بودی نگارا
ندانسته فتادم من به دامت
جو گندم نما بودی نگارا "
در نیمه دوم برنامه، خانم راضیه علی مجری برنامه بود. خانم علی نیز یکی از شاعران جوان و سخت کوشی است که در سرودن شعر سپید دست بالای دارد. نیمه دوم برنامه با قرائت پیام واصله از سوی خانه ادبیات افغانستان در کابل توسط آقای عبدالرحیم ابراهیمی آغاز شد. در پی آن، شاعران جوان هر کدام به نوبه خود روی ستیژ رفته و اشعار زیبای شان را برای حاضرین به خوانش گرفتند. این شاعران به ترتیب عبارت بودند از: خانم ثریا حسینی، آقای حنیف رضوانی، خانم ریحانه اخی، اقبال حسین صفری، یدالله حیدری ،خانم نرگس حسینی، ، فاطمه علی ، آقای نادر احمدی ، مرتضی جعفری ، روح الله دانش ، فرزانه نظری ، آقای الیاس علوی و در آخر هم استاد ایما. اشعار بعضی از این شاعران را با هم میخوانیم:
ریحانه اخی:
دل نگرانم
دل نگران مادر
که تا زنده است
خواهد سوخت
برای فرزندش.
دل نگران،شقایق
وزنبق هایی که دارد می سوزد.
و نیلوفر که تا زندگی هست
با مرداب سر می کند.
و کشاورز برای گندمزارش،
وقتی هیچ بارانی نمی بارد.
می دانم
نیلوفر !
باید مثل خدا
صبور بود و مهربان،
تا زندگی هست
و نوشت
سوره ء صبر
و آیه ء ایمان را.
آقای اقبال صفری:
منم طرد شده
چون برگی
در کام اقیانوس
خونم را در مشت دارم.
سر می برد مرا باد
در این اقلیم سرد
مدام زندگی را می دزدم.
می ترسم
به گردابی برسم
که در آن نه این برگ
که هیچ کوهی تاب
مقاومت ندارد.
مبادا
قله های غرورم
درین اقیانوس
گم شود.
یا خوراک اژده هایی شوم
که از درونم سر بر می کشند
و من
هرگز
به سبزه های منتظر نرسم.
در آخرین لحظات برنامه، طنین غزل زیبایی به حنجره مسعود ابراهیم زاده هنر مند پر استعداد کشور ما که همنوا با نوای هارمونیه و طبله بود، فضای مجلس را عطر آگین نمود و عاشقان مست را به دیار خراباتیان کشاند.
بلآخره محفل با تقدیم هدایای به استاد ایما که توسط موسسه فرهنگی در دری تهیه شده بود، خاتمه یافت.
عکسهای از این برنامه:

آقای حنیف رضوانی

آقای سید نادر احمدی

آقای جاوید در حال خواندن متن تقدیر نامه

من (علی) در حال تشکر از استاد ایما

آقای علوی در حال تقدیم تقدیر نامه به آقای احمدی

علی عالمی در حال نواختن دمبوره

مسعود ابراهیم زاده

عکس دسته جمعی در ختم محفل


